سیکا

اگر حوصله شما سر رفته است به این وبلاگ سر بزنید حتما لحظات خوشی در این وبلاگ خواهید داشت

سیکا

اگر حوصله شما سر رفته است به این وبلاگ سر بزنید حتما لحظات خوشی در این وبلاگ خواهید داشت

سیکا
اگر حوصله شما سر رفته است به این وبلاگ سر بزنید
و لحظات خوشی را در این وب داشته باشید

*وبلاگ تفریحی سیکا*
پیام های کوتاه
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۱۸ ق.ظ

فقط مازندرانی ها بیان (عروسی مازندرانی ها)

عروسی مازندرانی هاااااا


ما در مازندران زندگی می کنیم. ما در روستا زندگی نمی کنیم اما "اَتِه خَله" فامیل داریم که در روستا زندگی می کنند. فامیل های ما کلی جوان عذب دارند و به همین دلیل ما در طول سال به عروسی های زیادی دعوت می شویم. عروسی های ما با عروسی های دیگر فرق دارند. مثلا ما همیشه اجرای زنده داریم. اجرای زنده خیلی خوب است. برای خواننده فرقی نمی کند که آهنگ، "بری باخ" است یا لیدی غاغا، او فقط می خواند. خیلی خوب و خنده دار هم می خواند.


بعد از شروع ترانه ای مثل :


"شه نیسونه بار بَزِنِم، سپیده جانا


قاچاقچی الوار بَزِنِم، سپیده جانا


زن بَوِردِن چه آسونه، سپیده جانا..."


یک دفعه "دامادِ رَفِقون" و "سَیدعلی" و "اِسمیل" و "رمضون" و ... می جهند وسط و داماد را دوره می کنند. ما دخترها از دور آن ها را نگاه می کنیم و با هم می خندیم (اما مادرمان ما را دعوا می کند.) نقطه ی اوج برنامه لحظه ایست که همه "نوری" می رقصند. رقص نوری از جاذبه های توریستی استان ماست. اگر شما به مازندران بیایید و رقص نوری ندیده بروید درست عین این است که به شیراز رفته و حافظیه را نبینید یا کاشان رفته و باغ فین را نبینید. یا فریدون کنار رفته و "دریا" را نبینید.نکته ای که شاید از نظرها دور بماند این است که در این عروسی ها شما می توانید پدیده ی نادر رقص انسان و "کِرک و چیندِکا" را مشاهده کنید، همراه با نوای دلنشین گاو مشد حسن و نعره ی "اَهوهوهو" یا چیزی شبیه به همین.


وقتی که "نازِنین جِوانان" به اندازه ی کافی "بِنگیر بِنِه"" کردند همگی با هم سرود دسته جمعی "چه ناهار/شام نَدِنی" را می خوانند و اینجاست که صاحاب مجلس باید هر چه سریعتر سفره را پهن کند. اول از همه به "مردِوار" غذا می دهند. غذای ما برای عروسی اغلب "کِرک و غاز سیکا و گِسفِنه گوشت" است. بله، ما خیلی دست و دلباز هستیم. تازه "ماشینی کِرک" هم نمی خوریم. اما خیلی "پِلا" می خوریم. برای همین بعضی ها می گویند که مازنی ها چاق هستند، علی الخصوص زن هاشان. اما باید بگویم که در دوره هایی نه چندان دور چاقی آرمان زن مازندرانی بود. عروس چاق، "شی مارِ دل وِسِه بیه" و لاغری عامل سستی بنیان خانواده بود.


بعد از منفجر شدن غذاها توسط مدعوین نوبت به درآوردن چشم مادر شوور/ مادرزن می رسد. در اینگونه مواقع گفتن یک جمله مثل "وِشونِه گوشت چَنِه کم بیه" امکان احتراق درونی و بیرونی برگزارکنندگان عروسی را فراهم می آورد و ما باز هم می خندیم.


ما_ یعنی من_ حتی موقعی که "گَت ننه" ی عروس با دامن چین چینش می رقصد و لمبرهایش را به چپ و راست تکان می دهد هم می خندیم. اما در اینجا بگذارید که شما را با مهم ترین و بنیادی ترین ابزار تولید موسیقی در عروسی شمالی آشنا کنم؛ "تَشلاک". وسیله ای مدور،پلاستیکی، دارای گودی در وسط، با مصارف متعدد. از ظرف ولباس شستن گرفته تا همین آخری، تولید موسیقی. اگر فکر می کنید که نواختن تشلاک آسان است باید بگویم خیر آقا، شما سخت در اشتباهید. تشلاک، تشلاک زن می خواهد. البته رقص با تشلاک هم کار هر کسی نیست و گاو نر میخواهد و مرد کهن. چیز ببخشید، آدم حرفه ای می خواهد.


رقص تشلاک هم باری به هر جهت نیست. مثلا از اساسی ترین پایه های آن این است که شما هیچ وقت خودتان پا نمی شوید برقصید بلکه صبر می کنید تا یک نفر به شما تعارف کند . در این مرحله او هی به شما اصرار می کند و شما هی انکار می کنید تا اینکه آن شخص دست شما را گرفته و شما را "کَفتِل" می کند وسط. و حالا این شمایید که باید با شروع طلایی خود توجه همه را جلب کنید تا احتمالن یک نفر همان جا شما را از مادرتان خواستگاری کند. لازم به ذکر است که وقتی شروع کردید به رقص دیگر به هیچ وجه حق نشستن ندارید. همچنین شاباش را هم باید با دهنتان بگیرید. فلسفه ی فرو کردن پول توی حلقوم هنوز نامکشوف است.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی